هاری

درخواست حذف این مطلب

بعدازظهرتون بخیر



«هاری» را دیدم

نمیتونم بگم که آ منو شوکه نکرد

من علم اینو ندارم که برای نقد بنویسم و  اهل قضاوت هم نیستم...

ولی همینطوری این روزها نگاهم به همه چی کمی بدبینانه هست و حس میکنم بعد از این به بدبینی من دامن زده شد

از وقتی تمام شده هی دارم عرض و طول آدمهای اطرافم را بررسی میکنم و با خودم دودوتا چهارتا میکنم....

شاید اصلا منظورش جنبه و موضوع دیگه ای بود ... اما حسی که در من ایجاد کرد بد بینی به رابطه های دوستانه بود....

خلاصه که من دیدنش را بهتون توصیه نمیکنم



پ ن 1: خدا را سپاس به خاطر تمام حسها و انرژیهایی که در وجود ما آفریده


پ ن 2: بازم ی اعتی با آقای که تو مسیر (نه مسیر برگشت که جابجا شدن برای جلسه ای دیگه) بودن حرف زدم

هندزفریم را خونه جا گذاشتم و الان به شدت دستم درد میکنه


پ ن 3: انجیرهای باغچه بدجور دلبری میکنن... روی میز من که چشمک میزنن


پ ن 4: بعد از برگشتن از سفر دیدیم که گلدانهای فسقلیم همه خشک شدن

با اینکه براشون کلی تهیه و تدارک دیده بودم