چهارشنبه ای از جنس نور

درخواست حذف این مطلب

سلام

روزتون پر از شادی و شور



ب سحر بیدار شدم و تنهایی سحری خوردم

نیت

انشاله که ماه رمضان ، مثل همیشه برای هممون ماه برکت و رحمت باشه

به نظرم روزه داری فقط قسمتی از ماه رمضان هست... قسمت عمده ی قضیه چیز دیگه ای هست که امیدوارم درک کنیم و ازش غافل نباشیم



صبح با خواب آلودگی زیاد مغزبادوم را رسوندم مدرسه

سرحال بود و کلی برام شیرین زبونی کرد

فردا هم گویا جشن پایان سال دارن

هرچی اصرار منم ببر گفت به هیچ عنوان مگه تو مامان منی....




تقریبا سه روز هست که دارم تکه تکه محمدرسول الله را میبینم (تکه های جدا اما پشت سرهم.. یعنی متوقف میکنم و بعد برمیگردم از همینجا دوباره ادامه میدم)

به نظرم با شکوه و زیبا بود

ولی مطمئن هستم اگه رفته بودم سینما ازش لذت نمیبردم

خیلی طولانی بود و حوصله ی زیادی میطلبید که با ریتم کند و آرام جلو بری

اینکه هر یک ربع و بیست دقیقه ش را جداجدا دیدم خیلی بهم چسبید

تازه هی تکه تکه نگاه و یه چیزهایی را که لازمم بود از نت سرچ و خوندم

احتمالا یکی دوبار دیگه همینطوری تکه تکه این را خواهم دید

چندجایی از از شوق قلبم لرزید

یک چیزهایی را فراموش کرده بودم که دوباره یادم اومد

یک جاهایی هم اشک ریختم و قلبم لبریز شد

خلاصه که به نظرم خوبی بود

الان متوجه شدم که چرا مریم مقدس به دلم نچسبید..

دلیلش همین ریتم کند و زمان طولانی بود

من مریم مقدس را توی سینما دیدم و از وسط دیگه کلافه شده بودم

الان که متوجه شدم اینطوری تکه تکه دیدنش خیلی بهم میچسبه احتمالا اون را هم دوباره خواهم دید



پ ن 1: دوستانی که امروز روزه دار هستید لطفا دردعاهای خیرتون من و عزیزانم را هم یاد کنید

پ ن 2: اگه لایق باشم دعاگوی دوستای خوبم هستم

پ ن 3: توی ماه رمضان کتاب خوندن را کلا متوقف میکنم و ترجیحم خوندن قرآن هست

پ ن 4: عاشق دعای سحر هستم